در حالی که بارک اوباما تبلیغات وسیعی را مبنی بر حملۀ نظامی به سوریه به راه انداخته است، و بر اساس بعضی گزارشات منابع خبری قرار بود این حمله روز 5 شنبه هفتۀ قبل صورت بگیرد، اما با مخالفت افکار عمومی و بعضی متحدین واشنگتن به تعویق افتاد؛ هر چند باردیگر رسانهها از حملۀ امریکا به سوریه طی 48 ساعت آینده خبر داده اند، اما به نظر میرسد که مخالفتهای عمومی و مشکلات نیروهای نظامی امریکا در افغانستان اوباما را در مورد هرگونه آغاز جنگ جدیدی، به تأمل واداشته است.
جنجال تبلیغاتی غرب بر ضد دولت سوریه در حالی شکل گرفته است که رئیس جمهور ایالات متحده امریکا همچنان در پی خروج آبرومندانه از افغانستان است! کاخ سفید سعی دارد با خروج بخش اعظمی از نیروهای خود از افغانستان، عملا از تشدید هزینههای جنگ و تاثیرگذاری این هزینهها بر امنیت بین المللی خود بکاهد و در عین حال حضور بلند مدت تعدادی از نیروهای خود در افغانستان را تضمین کند. در این خصوص اوباما و جان کری در صدد تحمیل توافقنامه امنیتی کابل-واشنگتن بر دولت افغانستان هستند. با توجه به برخورد امریکا در امور خاورمیانه و مسائل افغانستان، آنچه مسلم است اینکه واشنگتن هنوز نتوانسته است درک صحیحی از مناسبات داخلی و بین المللی داشته باشد.
این امر زمانی مستدل میشود که جهانیان از یک سو شاهد جنگ امریکا با القاعده در افغانستان و مناطقی از پاکستان است، و از سوی دیگر شاخههای همین گروه تروریستی را در سوریه مورد حمایت مالی و تسلیحاتی قرار میدهد!
امریکا در برخورد با موضوع افغانستان نیز بعضاً صادق نبوده است. نکتۀ بارز عدم صداقت امریکا را میتوان در گفتگوهای مخفیانه و به دور از چشم دولت افغانستان با گروه طالبان و تأسیس دفتر آن گروه در قطر یاد کرد. این اقدام امریکا با واکنش به موقع رئیس جمهور کرزی روبرو گردید و حتی در مقطعی باعث تیرگی روابط کابل واشنگتن نیز شد.
از سوی دیگر دولت امریکا خواهان استقرار پایگاههای دائمی خود در خاک افغانستان میباشد. در این ارتباط توافقنامه امنیتی واشنگتن و کابل را در واقع بینانه ترین حالت ممکن میتوان ابزاری جهت توجیه حضور طولانی مدت ایالات متحده امریکا در افغانستان دانست. چندی پیش جنرال "جرج کیسی" از فرماندهان ارشد نظامی امریکا صراحتا از حضور بلندمدت ایالات متحده در دو کشور عراق و افغانستان پرده برداشت. اظهارات کیسی صراحتا ادعای خروج امریکا از افغانستان را نقض میکند و پرده از راهبرد کلان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در راستای حضور بلند مدت در خاورمیانه و شبه قاره هند بر میدارد. واقعیت امر این است که در دیپلوماسی عمومی و سیاست خارجی امریکا معمولا "یک استراتژی" و "ده زبان" وجود دارد! اگرچه این زبانها در ظاهر یکدیگر را به چالش میکشند اما در اصل همه پیرو همان استراتژی واحد هستند.
به هر صورت با وجود مشکلات امریکا در افغانستان حملۀ نظامی آن کشور به سوریه برای مردم امریکا قابل پذیرش نخواهد بود. در حالی که بر اساس گزارش خبرگزاریها، جنگ افغانستان بدهی زیادی را برای دولت امریکا به همراه داشته است و ایالات متحده ماهانه 1/5 میلیارد دالر از دیگر کشورها برای این جنگ پول قرض میگیرد. و در حالی که نتیجه حملات موشکی کشته شدن بیگناهان چه در سوریه و یا جای دیگر، میباشد، در چنین شرایطی حملۀ ایالات متحده به سوریه چه معنا و مفهومی دارد؟ به راستی در شرایطی که وال استریت به کانون بحران اقتصادی در ایالات متحده تبدیل شده است حملۀ این کشور به سوریه چه توجیهی دارد؟
در این جا مقامات امریکایی باید به سئوالات مهمی پاسخ دهند. به راستی در شرایطی که حضور 12 ساله نیروهای ناتو در خاک افغانستان امنیت کامل را به بار نیاورده است و تروریستان همچنان جان سربازان خارجی و مردم افغانستان را میگیرد، و بعد از دوازده سال، میخواهند باب مذاکره را باز کنند! چگونه میتوان ادعای مقامات امریکایی در خصوص مؤثر بودن حملۀ نظامی در سوریه را پذیرفت؟
مقامات امریکایی و ناتو باید توجه کنند که در صورت هر گونه بیتوجهی، منطقه به نمادی از بیاعتمادی به غرب و اشتباهات امریکا و ناتو تبدیل خواهد شد، به صورتی که آینده گان از آن به عنوان خاطرۀ تلخ یاد کنند.
نویسنده: حسین یاری
سرمقاله شماره 119 انصار
تاریخ: 1392/6/10
لینک مطلب: https://www.ansarpress.com/farsi/593