درباره ما  |  ارتباط با ما  |  RSS  |  آرشیو  |  1396-07-25  |  2017-10-17  |  بروز شده در: 1396/07/24 - 05:04:0 FA | AR | EN
گسترش دایره تسلط نیروهای عراقی بر تاسیسات نفتی،‌ نظامی و فرودگاه کرکوک             ولسوالی معروف کندهار به تصرف طالبان درآمد             "سباستین کورس" جوان ترین صدر اعظم اروپا می‌شود             برگزاری انتخابات شفاف اعتماد از دست‌رفته مردم به دولت را بازمی‌گرداند             اشرف غنی توسط «جان کری» و «جیمز ماتیس» بیمه شده است/ شورای امنیت افغانستان به نمایندگان پول داده بود            خروج آمریکا از یونسکو، اقدامی از روی استیصال             عملی نشدن تعهدات پاکستان دلیل توقف یک ساله نشست‌های چهارجانبه صلح افغانستان             نه بندی به برجام اضافه می‌شود و نه تبصره‌ای/ ایران در برابر هیچ قدرت و هیچ دیکتاتوری سر تسلیم فرود نیاورده و نخواهد آورد +ویدیو            فرانسه، آلمان و انگلیس در بیانیه‌ای از برجام حمایت کردند/ موگرینی: ایران به تمام تعهدات هسته‌ای خود عمل کرده است             ترامپ: پایبندی ایران به برجام را تایید نمی‌کنم            در حمله هوایی امریکا به ولایت کنر ۱۴ غیرنظامی کشته شدند             واکنش‌ها به فراخوان برگزاری «لویه جرگه» در افغانستان/ آیا کرزی به دنبال تصاحب قدرت است؟            طالبان: با دولت افغانستان مذاکره نمی کنیم            عمان میزبان مذاکرات چهارجانبۀ هفتۀ آینده در مورد صلح افغانستان            مجلس نماینده گان اخذ ۱۰ درصد محصول از کارت های تلفن را دوباره لغو کرد            







تاریخ نشر: 1396/2/28 - 02:39:27
تعداد بازدید: 434
با دوستان خود به اشتراک بگذارید

آخرین روز زندگی احمدشاه مسعود چگونه گذشت؟
  آخرین روز زندگی احمدشاه مسعود چگونه گذشت؟

صدیقه مسعود همسر شهید احمدشاه مسعود، در خاطرات خود به بیان ویژگی‌های نظامی و سیاسی و سجایای اخلاقی و اجتماعی همسر شهیدش پرداخته است.

در مورد ویژگی‌های سیاسی و نظامی (احمد شاه مسعود) تاکنون مطالب فراوانی منتشر شده اما به ویژگی‌های اخلاقی و زندگی اجتماعی مسعود تاکنون کمتر پرداخته شده است.

(صدیقه مسعود) همسر احمد شاه مسعود از جمله کسانی است که علاوه بر بیان ویژگی‌های نظامی و سیاسی مسعود از سجایای اخلاقی و اجتماعی وی نیز سخن گفته و خاطرات خود را در قالب کتابی با نام (احمد شاه مسعود، روایت صدیقه مسعود) منتشر کرده است.

صدیقه که احمد شاه مسعود او را (پری) صدا می‌زد فرزند جنگ است و در افغانستان به دنیا آمده؛ در 17 سالگی و در اوج جنگ به صورت بسیار محرمانه با مسعود 34 ساله ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک پسر و 5 دختر است. روایت همسر احمد شاه مسعود از آخرین روز زندگی مسعود در کنار وی و فرزندانش بسیار جالب و خواندنی است.

31 آگست بود. 2 خبرنگار  قلابی با گروهی از (برادران همکیش) دره را به قصد (خواجه بهاء الدین) ترک کردند. قاتلان 9 روز تمام مصرانه از وزارت امور خارجه مجوز دیدار با شوهرم را طلب کردند. عملیات بسیار وسیعی در (کندز) در حال اجرا بود و او قبل از رفتن به تاجیکستان از خواجه بهاءالدین هم رد می‌شد.

آن روز صبح مه هنوز به اندازه کافی محو نشده بود و بالگرد امکان پرواز نداشت؛ برای صبحانه یک نان خطایی، (نوعی شیرینی که برای درست کردن آن خمیر را ورق ورق میکنند و بین آن مقدار زیادی پنیر سفید می‌گذارند)، آوردم.

از من خواست از زنی که آن را برایش آورده بخواهم با ما غذا بخورد، همیشه همسایه‌هایمان برای او چیزهای خوردنی درست می‌کردند و از این که می‌دیدند او از خوردن آنها لذت می‌برد، بسیارخوشحال می‌شدند.

نان خطایی را در حضور زن چشید؛ مودبانه بدون این که به روی خودش بیاورد که نان خطایی سوخته و خراب شده، از او پرسید: (خودت آن را درست کرده‌ای؟) و زن جواب داد (نخیر زن برادرم آن را درست کرده).

آن روز چقدر خندیدیم! رئیس مسعود بسیار خوشحال بود. بعد از ظهر در اتاق بودم که صدای بلندش را شنیدم: (پری! پری!) او عادت داشت وقتی وارد باغ می‌شد مرا صدا کند. از پنجره خم شدم. در حالی که سرش را به طرف بالا گرفته بود گفت: (مه، خیلی زیاد بود، فردا اینجا را ترک می‌کنم.

دوربین فیلمبرداری را بردار و بیا پایین، می‌خواهم از شما فیلم بگیرم. هنگامی که به تراس رفتم، دوربین را از دستم گرفت و از من خواست سوار الاکلنگ شوم و از من فیلم گرفت، بعد از بچه‌ها فیلم گرفت و در آخر او بالای الاکلنگ رفت و من از او فیلم گرفتم، از صنوبر خواست برایمان چای بیاورد.

بعد به نوبت با احمد، فاطمه، مریم، عایشه، نسرین، زهره (فرزندان مسعود) و بچه‌های صنوبر فیلم گرفتیم. زیر درختان هوا عالی بود، سیب‌ها هنوز نرسیده بودند اما بوی عطرشان به مشام می‌رسید. با خودم فکر کردم: (به زودی می‌توانم مربا درست کنم.)؛ ما یک خانواده خوشبخت بودیم، پایان تابستان بود و پایان زندگی او.

شب که شد برایش انگور سنگونه آوردم. (سنگونه دهکده‌ای در پایین (جنگلک) واقع در (دره پنجشیر) است و بهترین انگور پنجشیر در آنجا به عمل می‌آید). آن را با لذت خورد و بعد رو به طارق (برادر زن احمد شاه مسعود) کرد و گفت: (لطفا یک خوشه دیگر برایم بیاور، شاید این آخرین باری باشد که از آن می‌خورم) و با دیدن چشمان حیرت زده ما اضافه کرد: وقتی که از خواجه بهاء الدین برگردم، حتما فصل تابستان تمام شده است.

شب که شد مثل معمول آخرین دورش را در باغ زد تا با نقاط مختلف آن ارتباط برقرار کند. هیچ وقت آرام و قرار نداشت، مدام می‌خواست از نزدیکانش خبر بگیرد و از آن چه در جبهه و یا در خارج کشور می‌گذشت مطلع شود.

منتظر نشدم بیاید و به اتاق رفتم؛ وقتی وارد اتاق شد رو به من کرد و گفت: (پری به من نگو که الان می‌خواهی بخوابی! زیبایی ماه کامل را در آسمان دیده‌ای؟ شب به این زیبایی را دیگر هرگز نخواهی دید. امروز وقتی گریه می‌کنم به او می‌گویم: چرا مرا آگاه نکردی، این تو بودی که دیگر نمی‌بینمت نه شب!) دستم را گرفت و با هم به باغ رفتیم.

برایم توضیح داد: اینجا را می‌بینی، دوست دارم اینجا فلان گل را بکارم و فلان درخت بکارم. برایم اشعاری را از بر خواند و تا نیمه شب در باغ گردش کردیم. فردای آن روز جلوی پنجره نشست؛ آنجا 2 صندلی گذاشته بودم چون اتاقمان در طبقه اول قرار داشت و من مایل نبودم مردانی که از خانه محافظت می‌کنند، مرا ببینند و برخلاف او در راه منزل و یا کنار در ورودی آن هرگز توقف نمی‌کردم.

از من خواست بیا پیش من. گفتم: اما مردها آن پایین ایستاده‌اند. گفت: مهم نیست، بیا منظره را با من تماشا کن. دستم را گرفت و با من در مورد موضوعات گوناگون صحبت کرد. چند لحظه بعد، وقتی برای آماده کردن صبحانه خواستم او را ترک کنم، مانع من شد.

تا کنون چنین عکس‌العملی از او ندیده بودم. بعد از صرف صبحانه، به اتاق احمد رفت و مرا صدا زد. وقتی به او ملحق شدم دفترهای پسرمان را به من نشان داد و گفت: احمد درس‌هایش را از حفظ برایم خواند، من نمی‌دانستم که او تا این حد پیشرفت کرده است.

دخترها هم به ما پیوستند و او دوباره تکرار کرد که تا چه حد از داشتن بچه‌هایی به این باهوشی خوشحال است؛ در آن لحظه من خوشبخت‌ترین همسر و مادر دنیا بودم. گفت: (پری من دارم می‌روم.)

این آخرین باری بود که اسمم را از زبان او می‌شنیدم، طبق معمول رفتم و به نرده‌های پاگرد تکیه کردم. زمانی که از پله‌ها پایین می‌رفت نگاهش را از من بر نمی‌داشت مثل همیشه به تراس اتاقمان رفتم تا خارج شدنش از خانه را تماشا کنم. به آرامی از پله‌هایی که از میان باغ می‌گذشت و در حالی که عقب را نگاه می‌کرد، پایین رفت.

به شوخی و با اشاره به او فهماندم: (جلوی پایت را نگاه کن، بالاخره خواهی افتاد.) او با علامتی به من جواب داد: (نگران نباش.) تا آخرین پله مرا نگاه کرد و من با خودم می‌خندیدم و به مجاهدین فکر می‌کردم که فقط او را می‌دیدند.

روی هر پله رویش را به طرف من می‌چرخاند. بار دیگر با نگاه‌هایمان از هم خداحافظی کردیم. زمانی طولانی بعد از رفتنش هنوز لبخند می‌زدم.

 

لینک مطلب: http://ansarpress.com/farsi/6654


تگ ها:






*
*

*



نیز بخوانید

فضیلت و خواص سوره جن


سرنوشت قاتلان امام حسین (ع) چه شد؟


احکام روز عاشورا


فرعون مصری ، افغانستانی الاصل بوده است!


بی‌تربیت‌ترین سیاستمداران جهان


چرا برخی هیچ سختی و مشکلی ندارند اما برخی همیشه غرق در مشکلاتند؟


تحایف عجیب مون جاین به پوتین


هدایای عجیب "آل‌سعود" برای دونالد ترامپ!


فهرست قدرت‌مندترین ارتش های جهان/ ارتش افغانستان در رتبه 69


مسابقات جهانی قهرمانی ریش و سبیل درشهر اوستین


آرامش واقعی صد در صد تضمینی


جشنواره پرتاب سنگ و داستان دو عاشق+ویدیو


بدن یک زن اسپانیایی بعد از ولادت دو نیم شد


افزایش رزق و روزی با نسخه‌ای از امام جواد علیه‌السلام


هفت مسجد روسیه با معماری شگفت انگیز


ملک سلمان ۱۰۰ میلیون دالر برای خوشگذرانی در مراکش هزینه کرده است


شکنجه‌های وحشتناک داعش


جنگ جهانی سوم در کدام سال و بین کدام کشورها اتفاق خواهد افتاد؟


حادثه عجیب یک خانم در اتفاق نادر ۲۰ قلو/گانه‌ای زایید_کلیپ


خورشید چه زمانی منفجر خواهد شد؟_ویدیو


درآمد عربستان از حج


ماکت مرتفع‌ترین برج جهان را مشاهده کنید


هراس رژیم صهیونیستی در پی حمایت جوانان ایرانی از مدافعان مسجدالاقصی + تصاویر


تجاوز به یک دختر 16 ساله به دستور شورای محلی


کشیدن چرس در پارلمان انگلیس





پربازدیدها
پربحث ها






اخبار تازه را در موبایل خود ببینید.

ansarpress.com/m



نظرسنجی

به نظر شما با پذیرفتن خط دیورند و مرز فعلی بین افغانستان و پاکستان توسط افغانستان، صلح در افغانستان برقرار میشود؟

بله

خیر

معلومـ نیست

مشاهده نتایج


آخرین خبرها

دولت افغانستان در قبال حمایت برخی سفارتخانه‌های خارجی از داعش سکوت کرده است

گسترش دایره تسلط نیروهای عراقی بر تاسیسات نفتی،‌ نظامی و فرودگاه کرکوک

ولسوالی معروف کندهار به تصرف طالبان درآمد

"سباستین کورس" جوان ترین صدر اعظم اروپا می‌شود

برگزاری انتخابات شفاف اعتماد از دست‌رفته مردم به دولت را بازمی‌گرداند

اشرف غنی توسط «جان کری» و «جیمز ماتیس» بیمه شده است/ شورای امنیت افغانستان به نمایندگان پول داده بود

خروج آمریکا از یونسکو، اقدامی از روی استیصال

عملی نشدن تعهدات پاکستان دلیل توقف یک ساله نشست‌های چهارجانبه صلح افغانستان

نه بندی به برجام اضافه می‌شود و نه تبصره‌ای/ ایران در برابر هیچ قدرت و هیچ دیکتاتوری سر تسلیم فرود نیاورده و نخواهد آورد +ویدیو

فرانسه، آلمان و انگلیس در بیانیه‌ای از برجام حمایت کردند/ موگرینی: ایران به تمام تعهدات هسته‌ای خود عمل کرده است

ترامپ: پایبندی ایران به برجام را تایید نمی‌کنم

در حمله هوایی امریکا به ولایت کنر ۱۴ غیرنظامی کشته شدند

واکنش‌ها به فراخوان برگزاری «لویه جرگه» در افغانستان/ آیا کرزی به دنبال تصاحب قدرت است؟

طالبان: با دولت افغانستان مذاکره نمی کنیم

عمان میزبان مذاکرات چهارجانبۀ هفتۀ آینده در مورد صلح افغانستان

مجلس نماینده گان اخذ ۱۰ درصد محصول از کارت های تلفن را دوباره لغو کرد

توزیع تذکره های الکترونیکی از ماه عقرب آغاز می شود

رهبران افغان کاری نکنند که با کودتا و زور از ارگ اخراج شوند/آیا حکمتیار تهدید به کودتا کرد؟!

«قاتلینی که حمایت می شوند»

قاتل ستایش ۲۷ میزان اعدام می‌شود/ رسانه های ایرانی از بردن نام و نشان دادن چهره قاتل خودداری می کنند

تنها 30 درصد از شهروندان افغانستان به آب آشامیدنی دسترسی دارند

«سیا» با برگزاری همایش‌های علمی جعلی در صدد ضربه به برنامه هسته‌ای ایران بود

اعتراف به شکست، مهر تأیید بر قدرت حزب الله

صلح یا پیروزی، رویکرد متناقض کابل و واشنگتن به طالبان

حذف افغانستان از رقابت‌های جام ملت‌های آسیا+ویدیو


خبرهای پزشکی






















خبرگزاری انصار ©  |  درباره ما  |  ارتباط با ما  |  نسخه موبایل  |  پیوندها  |  طراحى و پشتيبانى توسط: شركت شبكه نگاه
استفاده از مطالب اين سايت با ذكر منبع (لينك سايت) مجاز است. فروشگاه اینترنتی نعلبندان